پسرا .. ؟؟؟


zendegi


به نام خدا
سلام
ایام جوانی:
همه ما بارها و بارها از دیگران شنیده ایم که از دوران
جوانی مان به نحو احسن استفاده کنیم.
خب یعنی چی؟یعنی باید چه کنیم که وقتی به قول
معروف پا به سن گذاشتیم حسرت این دوران را نخوریم!
خیلی وقتا شده قدر اون لحظه ای که در آن قرار داشتیم
را ندانستیم و وقتی که بهش فکر کردیم تازه متوجه
شدیم که ای داد بی داد کاشکی قدرش را دونسته
بودیم!
لحظه ها را گذارندیم به امید خوشبختی غافل از اینکه
خوشبختی همان لحظه هایی بودن که پشت سر
گذاشتیم.

به نام خدا
سلام . امروز میخوام شما رو با استاد معظمی اشنا کنم البته
شاید خیلی از شماها با این فرد موفق اشنایی داشته باشین
ولی اونایی که زیاد نمیشناسنش(قابل توجه اون افراد) لطفا برن به سایتش
من به شخصه خیلی از حرفاش توو زندگیم استفاده کردم
ضرر نداره فقط کافیست به سایتش سر بزنید و
از راهنمایی های مفیدش استفاده کنین
منکه عاشقشم(افتخارم هست که همچین فرد موفقی یک ایرانی است)

maktabekamal اسم سایتش هست
لطفا به سایتش برید
ممنونم
سلام
زنان دست فروش مترو :
تو فکر خودم بودم ( تو مترو) که صدای زنی رو از لابه لای خانومای دیگه ای که تو مترو
بودم شنیدم،برگشتم به سمت صدا دیدم یه زن ۳۰-۳۵ ساله که باردارم
بود چند بسته ادامس دستش و با حالت ناله میگه:
خانوما بخرید ، تورو خدا بخرید ، شوهرم سربازه ، واسه خرجی مشگل دارم ، یه
لطفی کنید بخرید، تورو خدا بخرید.
با اون وضعی که اون خانوم داشت به نظر میرسید که ماهای اخرشه، واقعا یه ریسک
بزرگ بود که با اون شرایط اومده بود همچین جای شلوغی!!!
واقعا نمیترسید که یوقت ضربه ای به بچه داخل شکمش بخوره؟
اخه مگه با فروختن چندتا بسته ادامس در روز میشه خرج یه نفر ادم دربیاد ؟؟
نمیدونم چی بگم!!!

سلام دوستان..... یه جند روزی دارم میرم تهران!!!!
فعلا خدانگهدار همتون
سلام.
یه وقتایی دوستت فقط دنبال ۲ تا دونه گوش!!!
نه احتیاج به اظهار نظر داره....نه تایید ....هیچ حرفی!!!
هیچ نظری!! باید حواست باشه که الان که دوستت داره باهات حرف میزنه فقط
میخواد حرفاش رو به یکی گفته باشه و تو باید حواست باشه که توو همچین موقع ها
هایی نباید انتظار این داشته باشی که اون دقیق و کامل تورو تایید کنه چون بیشتر از
هر وقتی احتیاج به شنیدن داره نه گوش کردن!!!
نباید ناراحت بشی چون توو این حین امکان داره اصلا نفهمه تو چی داری میگی!!!
اصلا ممکنه که یسری حرفای بی اهمیت هم بزنه ولی تو باید گوش بدی و هیج اظهار
نظری نکنی!!چون بی فایدست!!
یجور تخلیه روحی هستش!!
::::::نوشته های بالا تجربه انشب من بود که داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم که جند دفه ناراحت شدم ولی وقتی گوشی
رو قطع کردم متوجه شدم که ناراحتیم بی مورد و بی خودی ازش ناراحت شدم! مهم اینه که الان اون احساس بد رو دیگه ندارم![]()
![]()
سلام
یه چند وقتی بود که حوصله اپ کردن نداشتم!!!!ولی خداروشکر الان خیلی بهترم!!
فکر میکنم تا الان داشتم خودم رو زجر میدادم پای چیزای بیخودی!!!
خداروشکر میکنم چون توی اوج ناراحتیم بهم هدیه ای داد که امیدوارم که همیشه
قدرش رو بدونم.
البته حرفای دکتر محمود معظمی هم تو این جند وقت خیلی بهم کمک کرد!!
سایتش رو توی پیوند های وبلاگم به اسم مکتب کمال گذاشتم!!
البته سی دی هاش توی شهرای مختلف میفروشن!! واقعا زندگی رو عوض میکنه با حرفاش.
توی گوگل هم سرچ کنین کلی ازش میاد که میتونه راهنماییتون کنه!
پیشنهاد دوستتون رو امتهان کنین ![]()



عكس هاي زير تنها و تنها براي روشن شدن فضاي غبارآلود فعلي در مجلس و دولت منتشر مي شود، تا همچنان كه تشكل هاي دانشجويي اعلام كرده اند و تا زمان لغو هرچه سريعتر مصوبه دانشجوي پولي اين افشاگري ها ادامه خواهد داشت.




سلام
تعارف تا به کجا...........................
مثل داستان زیر :
گرسنه و خسته از سر کار برگشته بودم و دلام میخواست چیزی آماده کنم و بخورم اما انگار همه دنیا دست به دست هم داده بودند تا اعصاب مرا به هم بریزند. زنگ در ورودی به صدا درآمد....
از چشمی در نگاه کردم. همسایهمان بود. با خودم فکر کردم اگر در را باز نکنم خیلی بد میشود. شاید او مرا دیده باشد که از پلهها بالا میآمدم. در را باز کردم و در همین حال دعا کردم خدا کند زیاد حرف نزند و بتوانم زود به غذا خوردنام برسم. بعد از سلام، تعارفش کردم بیاید داخل و او آمد و شروع کرد: «سلام، خوبین؟ خانواده خوبن؟ کوچولوتون چهطوره؟ هنوز میبریدش پیش مامانتون؟ واقعا شاغل بودن خانمها سخته... دختر خواهر منم تازه بچهدار شده و....» او داشت صحبت میکرد و من صدای قار و قور شکمام را میشنیدم. دلم میخواست فریاد بزنم عجب اشتباهی کردم تعارفتان کردم. بالاخره بعد از یکربع احوالپرسی گفت که نیم ساعت قرار است آب ساختمان را قطع و مشکل لولهها را حل کنند.
تشکر کردم که اطلاع داده و شیرجه زدم به سمت آشپزخانه، غذا را از یخچال برداشتم تا گرم کنم اما تلفن... تلفن دارد زنگ میزند. من که حاضر نیستم جواب بدهم. بگذار هر کسی کار دارد پیغام تلفنی بدهد: «الو، الو، نیستی؟!» صدای آزاده، همکارم بود که خیلی باهاش رودربایستی دارم. به سرعت گوشی را برداشتم و عذرخواهی کردم که دیر شد. صحبت او که تمام شد از فرط گرسنگی سردرد گرفته بودم. از دست خودم عصبانی شدم که چرا این قدر تعارفی هستم. میتوانستم به همسایه تعارف نکنم که به داخل بیاید و به صراحت بگویم تازه رسیدم و میخواهم غذا بخورم اما خجالت کشیدم و گفتم اگر تعارفاش نکنم ناراحت میشود و با خودش میگوید من همسن مادر او هستم و او به من بیاحترامی کرد. واقعا ما ایرانیها چرا این قدر تعارفی هستیم؟ صدای اساماس موبایلام مرا از افکاری که به ذهنام آمده بود، جدا کرد.
پیام کوتاهی از همسرم بود که: «سلام، میدونم شاید ناراحت بشی اما به دوستم علی تعارف کردم که شب به خانه ما بیاید و او هم قبول کرد. تنها نیست. با همسر و دخترش میآید. متاسفام.» از دستاش ناراحت نشدم. وقتی خودم نتوانستم جواب تلفن را ندهم یا به همسایه تعارف نکنم چهطور باید از او توقع داشته باشم رفتار بهتری داشته باشد؟ انگار همه ما ایرانیها ذاتا تعارفی هستیم و این غل و زنجیر تعارفات دردسرهای بزرگی را برایمان درست می کند. ..........
سلام
من اومدم....بلاخره اومدم...
هوراااااااااااااااااااااا![]()
سلام
میخوام یه چند روزی استراحت کنم.
میخوام بشینم سر درسام.
اگه درست حسابی نخونم این ترم خدا میدونه که چی پیش میاد !!!!!!!
میخوام یکم دور از وب و ناراحتی و غم و افسردگی و هرچی که هست باشم.
برای همه دعا میکنم که موفق باشن
برا منم دعا کنید.
قول میدم زود برگردم

سلام دوستای خوبم ، میدونم که خیلی دیر اپ کردم بایستی ببخشید.
چند وقته که یسری سوال ذهنم درگیر خودش کرده،هرچیم که میخام بهش توجه نکنم نمیشه.
لطفا یکی به من بگه که :
چرا :
از موقعی که پات میذاری توخیابان با یسری صحنه های تکراری بی مزه و تا گاهی
اوقات جلف روبه رو میشی؟
چرا :
جامعه ما پر شده از دوستی هایی که بی دلیل شروع شده ؟
چرا :
وقتی داری میری دانشگاه ، ادمایی که از جلوت رد میشن ، ۸۰٪ دوست دختر
پسرایی هستن که بدون داشتن هیچ هدف خاصی ، دست همدیگرو گرفتن و
دل میدن و قلوه میگیرن؟
چرا :
چرا ؟؟
داره به سر جوونای این مملکت چی میاد ؟
مگه پدر مادرای ماها که از این ادا اطوارا نداشتن و ازدواج کردن ،الان خیلی عقب افتادن؟
یکی جواب من بده، واقعا دلیل این دوستی های بی پایه و اساس چیه؟
دلبر برفت و دلشدگان را یاد نکرد یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغ دل بی قرار من سودای دام عاشقی ار سر به در نکرد
هر کس که دید روی تو بوسید چشم من کاری که کرد دیده ی من بی نظر نکرد
من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع
او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

سلام
این پست رو از سر دلتنگی(امام رضا) گذاشتم البته متنش از یه خواننده ی تازه وارده
پای پنجره نشستم
کوچه خاکستریه٬ماه زیر بارون
من چه دلتنگتم امروز
انگار از همون روزاست
حال و هوام رنگ تو
کوچه دلتنگ تو
دلم گرفته٬دوباره هوای تورو داره
چشمای خیسم٬واسه ی دیدنت بی قراره
این راه دور هم خبر از دل من که نداره
اروم ندارم٬یه نشونه میخوام واسه قلبم
جز این نشونه
واسه چیزی دخیل نمی بندم
این دل تنهام دوباره هوای تورو داره
هوای شهر تو با بوی گل هاش
پیچیده توی اتاقم مثل خواب
داره بدجوری غریبی میکنه
اخه جز تو دردم و کی می دونه.
قربون امام رضا برم ٬ خیلی دلم
میخاد امام رضا من رو هم بطلبه......

زندگی نه بی معناست و نه با معنا
زندگی فقط زندگی است
با این حال اگر تلاش کنی معنای ان را بیابی
طبیعی است که معنایی پیدا نمی کنی
تو خالق بی معنایی خود هستی
زندگی فقط زندگی است
از ان لذت ببر
بدی هایی که ادم می کنه٬اگر ریشه اش از نادانی باشه
نادانی رو هم خدا می بخشه ٬هم بنده خدا
ولی بدی هایی که از سر بد ذاتی و قصد و غرض است
نه قابل بخشش و نه گذشت است
